خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

درباره عمو اروند

نام کامل
محمد افراسیابی
وب‌گاه
http://
جزییات
دانش‌سرای‌مقدماتی پسران همدان را در سال ۱۳۳۷ خورشیدی به پایان بردم و کارم را با آموزگاری در يکی از ده ینگجه‌ی همدان، با حقوقی سيصد تومان در ماه آغاز کردم. بخشی از آن‌مبلغ،بابت ماليات و کسورات بازنشسته‌گی پر می‌گرفت و دست آخر ۲۷۶ تومان برای من باقی می‌ماند و همه‌ی مخارج دوره‌ی جوانی. هفت سال بعد به تحصيل حقوق روی آوردم و ليسانسيه شدم در رشته‌ی قضائی از دانشکده‌ی حقوق تهران به سال ۱۳۴۸ شمسی. ساليانی با عنوان، بخشدار، کارشناس و کارشناس ارشد حقوقی و مشاغلی اداری بالاتر در ادارات و مؤسسه‌های دولتی و خصوصی مختلف، عمر هدر کردم، در پی يافتن لقمه‌نانی برای سير کردن "اين شکم بی‌هنر پيچ پيچ" و چهار دهانی که تازه باز‌شده بودند، در کنار همسر هميشه يار و یاورم. در روزگار پيری دوباره به درس روی آوردم، نه از روی میل و علاقه که باز هم، برای سيرکردن هما «شــکم بی‌هنر پیچ‌ پیچ» ولی این بار در کشوری غريب با زبانی غريب‌تر و صد البته حوصله‌ و میلی بی‌نهایت کمتر. اول برای يادگيری زبان و سپس گرفتن مدرکی که بتوان با آن کاری دست و پا کرد و لقمه نانی تهیه نمود بدون نیاز به دولا و راست شدن پيش این و آن و توسل به دروغ‌های شاخ‌دار. اينک در گوشه‌ئی از کشور سوئد پس از مدتي كار به عنوان مددکار ‌اجتماعی، به "افتخار بازنشسته‌گی نائل شده‌ام". روزگار بازنشسته‌گی را به نوشتن خاطرات و دیدگاه‌هایم را در این دست‌نوشته بنام «عمو اروند» در معرض دید همه‌گان می‌گذارم. گاهی مقاله‌ای را که دوست داشته باشم هم ترجمه می‌کنم. ولی بیشتر دوست می‌دارم که بخوانم، به موسیقی دل‌خواهم گوش کنم و اگر پولی اضافه ماند، با آن دنیا را بگردم.

Posts by عمو اروند:

نوشته‌های کهنه »