خوراک‌ها:
نوشته
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘اجتماعی’ Category

صبح‌ روزهای پنجشنبه پدر مجلس روضه خوانی داشت. بعد از اقامه‌ی نماز صبح در مسجد محل، چندنفری از دوستانش مستقیمن به خانه‌ی ما می‌آمدند، صبحانه‌ی ساده‌ای با هم می‌خوردند، گپی می‌زدند و نهایت مرحوم حاج میزرا محمد کوثری به منبر می‌رفت، مسئله‌ای می‌گفت، سری به صحرای کربلا می‌زد و اشک حاضرین را در می‌آورد و [...]

Read Full Post »

بخش سوم
آیت‌الله بروجردی، به دلیل تعداد زیاد مقلدین‌اش شاید تنها مرجع شیعی ساکن ایران باشد که از چنان محبوبیت و احترامی برخوردار بود. محبوبیت ایشان تنها نزد مقلدین شیعس مذهب نبود که جامع الازهر قاهره و کلیسای رم نیز برای ایشان احترام خاصی قائل بودند.
بعد از فوت ایشان، شاه تلگراف تبریکی به یکی از [...]

Read Full Post »

دیروز، روز نظافت عمومی بود منطقه‌ی زیستمان بود، نظافت پائیزه. امروز روز پدر است.
از فلسفه‌ی وجه تسمیه‌‌ی روز پدر در سوئد بی‌خبرم. ولی می‌دانم که برخلاف ایران فعلی، این نام‌گزاری ارتباطی به زادروز هیچ قدّیسی از قدیسان دین مسیح ندارد. سوئد کشوری است با حکومت لائیک و بر خلاف آن‌چه دروغ‌گویان اسلام پناه، عنوان [...]

Read Full Post »

بعد از ظهری بود. بی‌خبر از همه‌جا جلوی دکان پدر ایستاده بودم. مهدی و جواد، دوستان دوران دبیرستانی‌ام، از دور پیدا شدند. جواد پدرش معمم بود و خودش آموزگار. قیافه‌ی هر دو سخت گرفته بود و نگران به نظر می‌رسیدند. علت را پرسیدم. جواد گفت:
امروز ارتش طلاب مدارس علمیه‌ی قم را به رگبار بست. عده‌ای [...]

Read Full Post »

روزی بود، روزگاری بود. خیابان اسلامبولی بود و خیابان لاله‌زاری با تاترها، سینماها، کافه‌ها و رستوران‌هایش و صد البته دختران زیبا و مموشان شکارچی این‌جا و آن‌جا کمین‌کرده، برای نثار کردن متلک‌های مموشی به دختران. در همان خیابان اسلامبول مسجدی هم بود. مسجد پیش‌نمازی داشت. اسم او حاج سید محمود طالقانی بود. بیشتر کسانی که [...]

Read Full Post »

جلسه تازه شروع شده بود که او وارد سالن شد. بتازه‌گی هیجده‌سالگی‌اش را پشت سر گذاشته بود و از این جهت بخود می‌بالید که اجازه‌ی حضور در چنین جلساتی را یافته است. زمانی که به دور و بر خویش نظری انداخت با نهایت تعجب دریافت که یک سوم حاضران در جلسه را سفیدپوستان تشکیل می‌دهند. [...]

Read Full Post »

یکی از دندان‌ها پیشین پویا، پس از چند عمل جراحی و جابجائی، همان‌طور که دندان‌پزشک معالجش گفته بود دوام نیاورد و کشیده شد. از آنجا که استخوان فک بالائی او به دلیل سستی، توان پذیرایی کاشتن ریشه‌ی دندان را نداشت، مدتی با تزریق موادی ترمیم کننده، استخوان فک بالایی او را ترمیم کردند تا آماده‌گی [...]

Read Full Post »

درس اخلاق

دیروز یاد درس اخلاق افتادم و صحبت‌ها، موعظه‌ها و پندهای بسیاری که در مورد پرهیز از دروغ‌گوئی و ذم تهمت، از معلمان، بزرگترها، علمای دین و از همه بیشتر از زبان پدر شنیده‌ بودم‌. در این مورد چه بسا مورد آزار و اذیت هم‌بازی‌های دوران کودکی‌ام قرار گرفتم که چرا معلم، پدر و [...]

Read Full Post »

با فلیپ، نوه‌ام از مهد کودک راهی خانه‌ایم. در کناره‌ی پیاده‌رو، زباله‌ی حاصل از تعمیرات آپارتمانی را در کیسه‌های بزرگ بافته‌شده از تارهای سخت پلاستیکی در کنار هم چیده‌اند. کامیون جرثقیل‌داری آماده‌ی حمل آن‌هاست. فلیپ می‌خواهد نظاره‌گر بارشدن زباله‌ها باشد. او نام انواع و اقسام این چنین وسایلی را می‌داند. جلوی کالسکه‌اش می‌نشینم تا به [...]

Read Full Post »

ماریان ساموئلسون، استاندار جزیزه‌ی گوتلند (سوئد) فکر نکرده بود که حفاظت از محدوده‌ی حریم دریا شامل حال شرکت‌های با نفوذ هم می‌شود، از این رو امروز مجبور به استعفای از مقام خویش شد.
نوشته‌ی بالا تیر یکی از خبرهای چهارشنبه‌ی گذشته روزنامه‌ی مترو بود.

داستان از آن‌جا اتفاق افتاد که ماریان ساموئلسون، بنا به گزارش سایت بخش فارسی [...]

Read Full Post »

نوشته‌های قدیمی‌تر »