کارش که تمام شد پرسید:
خب! از ایران چه خبر؟
گفتم:
امیدوارم که دوباره درگیر جنگ نشویم که آمریکا عراق نیست و تا بجنبیم همه جا را خراب کردهاست. ککش هم نمیگزد.
گفت:
چرا که نشود؟ پنجاه و اندی از عمرم رفت. از وطن چی نصیب من شد؟ برای من که نباشد…
حرفش را قطع کردم و گفتم:
پس مردم [...]
Archive for the ‘اپوزیسیون’ Category
توهمات آسوده بالان
Posted in اپوزیسیون, خاطرات سوئد on سپتامبر 1, 2008 | 5 نظرات »

