خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

بایگانیِ دستهٔ ‘خاطرات جنوب’

درست مثل همان روز بود. با روشن کردن رادیو . شنیدن خبر مرگ آیت‌الله طالقانی شوکه‌ شدم صبحانه نخورده، سوار بر ماشین راهی اداره شدم. همه جمع بودند. چپ و راست. مسلمان و نامسلمان و همه افسرده حال. با پیاده شدن از ماشین، دوره‌ام کردند: چرا؟ چی شد؟ می‌گویند او را کشته‌اند! دیشب او شورای [...]

نوشته را کامل بخوانید »

وارد خانه شدیم. خانه‌ی بسیار بزرگ، سبز و خرمی بود. گل‌های کاغذی رنگارنگ روی دیوار ساخته شده از سنگ دریا، خودنمایی می‌کردند. باغچه پر از بوته‌های گل شاه پسند بود. فرماندار برایم گفت که «این‌جا منزل کنسول دولت فخیمه‌ی انگلیس بوده است». اتاق‌های فراوانی در دو سمت حیاط با پنجره‌هایی از شیشه‌های رنگین، زیبائی خاصی [...]

نوشته را کامل بخوانید »

از شیراز با هواپیمای چهارموتوره‌ی ملخ‌داری راهی بوشهر شدم. نزدیکی‌های ظهر، هواپیما در فرودگاه بوشهر به زمین نشست. هنوز فرودگاه بوشهر قابلیت پذیرش هواپیماهای جت را نداشت. دو سه سالی کشید تا فرودگاه بوشهر این قابلیت را یافت. در هتل شهر اتاقی گرفتم. اسم هتل یادم رفته‌ است، در میدان ششم بهمن قرار داشت. پرسان [...]

نوشته را کامل بخوانید »

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.