خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

بایگانیِ دستهٔ ‘آزادی بیان’

داستان این است که هکان یولت، دبیرتازه‌ی حزب سوسیال دموکرات و نماینده‌ی مجلس سوئد، چهار سال پیش، موقتی به خانه‌‌ی همزی تازه‌ی خویش که ساکن استکهلم است خانه‌کشی می‌کند تا روزهایی را که بدلیل کاری در استکهلم می‌گذراند بجای هتل، نزد او زنده‌گی کند. او حسب قانون مجاز است بهنگام تنظیم اظهارنامه‌ی مالیاتی، اجاره‌‌ایکه بابت [...]

نوشته را کامل بخوانید »

این چوپان دروغگویت که تو دوستی دیرینه‌ات را با یار غارت، به دوستی او ترجیح دادی، چه اعتباری برای تو و حکومتت، در میان مردم ما و جهانیان ایجاد کرده است. گرچه تو سابقه‌ی خوبی در دوستی نداشته‌ای. اول از همه به استادت بد کردی، شوهر خواهرت هم که بود، شیخ علی تهرانی را می‌گویم [...]

نوشته را کامل بخوانید »

جمعه‌ی گذشته، قرار بود اکبر گنجی در استکهلم، سخنرانی داشته باشد. دوست داشتم حر‌ف‌های او را، رو در رو بشنوم و اگر شد سوالاتی هم مطرح کنم. راهی استکهلم شدم. سرسرای ساختمان ABF (سازمان آموزش کارگران) متعلق به حزب سوسیال‌دموکراسی سوئد، پر بود از هم‌وطنان. بساط فروش ساندویچ، چای‌وقهوه هم برپا بود که عصر بود [...]

نوشته را کامل بخوانید »

تفکر استبدادی

گویند زیدآبادی را به این دلیل‌‌که در نامه‌اش آیت‌الله خامنه‌ای را رهبر، نه «رهبر معظم» خطاب کرده است، بسی اذیت کرده‌اند. این حرف می‌تواند درست باشد. دلیل من اعتراضیه‌ی شیخ محمد یزدی است به آیت‌الله رفسنجانی که چرا نامه‌ات را به رهبر، بدون سلام آغاز کرده‌ای؟ جایی خوانده‌ام «بدبخت ملتی که نیاز به رهبر داشته [...]

نوشته را کامل بخوانید »

آنگاه مردِ سخن‌وری گفت: با ما از آزادی سخن بگو! و او پاسخ داد: در دروازه‌ی شهر و در كنار آتشِ اجاقتان دیده‌ام كه خود را به خاك می‌اندازید و آزادی خود را می‌پرستید، هم‌چنان كه برده‌گان در برابرِ فرمانروا خم می‌شوند و او را ستایش می‌كنند با آنكه به دست او كشته می‌شوند. در [...]

نوشته را کامل بخوانید »

به اخبار گوش می‌دهم، وزیر آموزش‌وپرورش سوئد پیش‌نهاد تغییر قانون مدارس را داده‌است. برحسب این لایحه قانونی هر مدیر تازه استخدامی باید یک دوره‌ی سه‌ساله‌ی دانشگاهی را حین انجام کار، بگذراند. چهار روز کار و یک‌روز حضور در دانشکده. وزیر آموزش‌وپرورش سوئد می‌گوید: مدیریت مدرسه شغل مهمی است ضمن اینکه یکی از مشکل‌ترین مشاغل نیز [...]

نوشته را کامل بخوانید »

در نمایشنامه‌ی کمدی‌ـ‌فکاهی دیروز اعترافات محمدعلی ابطحی، فکر بدی به ذهنم حلول کرد که راستی چرا آن ابطحی شاد و خندان و تُپُل مُپُل دیروزی، این‌قدر شکسته، غمگین و لاغر شده است؟ بعد متوجه شدم که سید آخر مسلمان و روحانی است و ماه رمضان هم در راه. حتمن از فرصت آسایش در هتل اوین [...]

نوشته را کامل بخوانید »

شب شاهد پخش محاکمه‌ی زنده‌یاد گلسرخی و یارانش بودیم. او مردانه از باورهایش دفاع کرد و زمانی که رئیس دادگاه نظامی شاه‌فرموده باو گفت: از خودت دفاع کن! گلسرخی پاسخ داد: من برای جانم چانه نمی‌زنم. از باورهایم دفاع می‌کنم (نقل به مضمون). یکی از یارانش که اگر درست بیادم مانده باشد، در دانشکده‌ی حقوق، [...]

نوشته را کامل بخوانید »

دیروز میدان مرکزی شهر در تصرف سبز پوشان ایرانی بود و پرچم سه رنگ ایران، فریاد آزادی‌خواهی سبزهای وطنمان را بگوش مردمان آزاد جهان رسانید. شهر غلغله بود و حضور ایرانیان یک دل و یک هدف بسیار. خبرنگاران حاضر جمعیت ما را ۸۰۰۰ نفر برآورد کردند اما روزنامه‌ی داگنز نی‌هتر آن را ۵۰۰۰ نفر ذکر [...]

نوشته را کامل بخوانید »

نوشته‌ی حسین بازجو را می‌خوانم. داغ می‌شوم از این همه وحاقت و صحبت‌های آن سردار چاقوکشان را که صبحتش همه از دارها بپا کردن است و در همه‌ی گفته‌اش منطقی نیست جز زور و قلدری. بیاد همکارم خسرو می‌افتم که صبح زود پایش را توی دفتر مدرسه نگذاشته فریادش بلند شد از روحانی مفسر اخبار [...]

نوشته را کامل بخوانید »

نوشته‌های قدیمی‌تر »

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.