خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘سفرنامه’ Category

اتاقی که نصیب ما شد متعلق به بیوه‌زن بازنشسته‌ای بود، در طبقه‌ی سوم ساختمانی بدون آسانسور با راه‌پله‌ای نه چندان وسیع. کل وسعت آپارتمان به ۴۰ متر مربع نمی‌رسید. آپارتمان از یک اتاق، آشپزخانه و حمام و دستشوئی تشکیل می‌شد. خانه لوله‌کشی گاز دا‌شت. پیرزن تختش برای این‌که درآمدی بیشتری داشته باشد، تنها اتاق خود [...]

Read Full Post »

سری هم به صوفیه، پایتخت بلغارستان زدیم. از دوستان فقط آن خانم ترک با ما همراه شد. تهیه‌ی بلیت هواپیما کلی وقت گرفت. برای تهیه‌ی آن باید راهی شهر می‌شدیم. دفتر هواپیمایی سالنی بود مثل سالن بانک‌های خودمان. مردم  بصف ‌ایستاده بودند. خانمی که متصدی فروش بلیت بود، گوشی تلفن روی شانه‌اش بود و با [...]

Read Full Post »

زمانی در روزنامه‌ی کیهان خوانده بودم “نیروهای امنیتی دولت مجارستان، با یورش شبانه به خانه‌ی ترک‌هایی‌که از پذیرفتن نام و نام خانواده‌گی بلغاری  خودداری کرده بودند، آنان را مورد ضرب و شتم قرار داده و بسیاری از آن‌ها را دستگیر و روانه‌ی زندان نموده بودند.”
از آن‌جا که سیستم سوسیالیستی خود را مدافع حقوق خلق‌ها معرفی [...]

Read Full Post »

فکر کنم فردای روز ورودمان بود که در میان مسافران تازه‌وارد به دو مرد جوان که خانمی با دو کودک همراهی‌شان می‌کرد برخوردیم. حدس زدیم که باید ایرانی باشند. این‌بار ما بودیم که با خوش‌آمدگویی از ملیت آنان جویا شدیم. مردان جوان ایرانی بودند اما خانم همراهشان اهل ترکیه بود. جمع‌مان جمع شد. دوست همراه [...]

Read Full Post »

مسئله‌ای که برایم جالب بود، بی‌توجهی مردم بومی بود به خطراتی که زندگی آنان را تهدید می‌کرد اما آنان نیز مثل خود ما به این مسائل توجهی نمی‌کردند و ترسی از روبه‌رو شدن با آن خطرها نداشتند. مثلن در ساحل دریا، با نصب تابلوهایی بزرگ، خطر وجود کوسه‌ماهی را خبر می‌داد اما مردم بی‌خیال مشغول [...]

Read Full Post »

حدود ساعت ده صبح است.
در خیابان ساحلی شهرPonta Negra قدم می‌زنیم. پیر و جوان مشغول به نوعی والیبال هستند که بجای دست، چون فوتبال از پا و سر استفاده می‌کنند. تا بحال چنین نوع والیبالی ندیده‌بودم. شاید اسم دیگری داشته باشد، نمی‌دانم. اینان مشتریان هرروزه‌ی این بازی‌اند. بعد هم شنایی می‌کنند و دسته‌جمعی صبحانه‌ای [...]

Read Full Post »

برزیل در نگاهی کوتاه
برزیل از نظر وسعت، ششمین کشور بزرگ جهان است. وسعت‌اش پنج برابر وسعت ایران است با جمعیتی حدود ۲۲۰ میلیون نفر متشکل از نژادهای محتلف. زرد و سیاه و سفید که در هم آمیخته‌اند و با هم بدور از غرور وابسته‌گی به نژادی خاص، زندگی می‌کنند. در هم آمیخته‌‌گیشان هم از نظر [...]

Read Full Post »

پیامکی می‌رسد. بازش می‌کنم.
سلام! من در اروگوای هستم امیدوارم که حال شما هم خوب باشد! با آروزی سلامتی! بیورن.
بیاد مسافرت برزیل می‌افتم که با بیورن بودیم. دی‌ماه سال ۱۳۸۳ بود، درست چهار سال پیش.
قصدمان دیدار از کوبا بود، سفر را که رزرو کردیم، خانم کارمند ‌یادش آمد که سفر به کوبا نیازمند گرفتن ویزا از [...]

Read Full Post »

سادات در میان مردم عادی محبوبیتی داشت. دلیلش را اقدام او به عقد قراداد صلح با اسراییل و پایان دادن به حالت همیشه‌جنگ میان مصر و اسراییل عنوان می‌کردند. مردم آشکارا می‌گفتند که از جنگ خسته‌اند. دلیل بی‌کاری و فقر را نیز بدرستی ناشی از هزینه‌‌های سرسام‌آور جنگ می‌دانستند.قاهره مرکزی شده بود برای عیاشی [...]

Read Full Post »

دیدار از شهر مراکش
راهی شهر مراکش می شویم. ۲۵۴ کیلومتری راه در پیش رو داریم. کرایه‌ی اتوبوس درجه‌ی یک از ما گرفته‌اند. اما اتوبوسی که سوارأش ‌شده‌ایم، بی‌شباهت به اتوبوس‌های شمس‌العماره‌ای خودمان نیست. هرجا مسافری باشد، می‌إیستد و سوارش می‌کند. باران تندی می‌گیرد. هوا خنک‌تر می‌شود. شیشه‌های اتوبوس عرق می‌کنند. بیرون را به [...]

Read Full Post »

نوشته‌های قدیمی‌تر »