به دوست تازه باز یافتهای، قول داده بودم تعدادی از عکسهای مشترکمان را برایش بفرستم. آلبوم عکسهای سیاه و سفیدم را برگ میزدم که عکسی قدیمی نظرم را جلب کرد. یاد سفرم بوطن افتادم و دیداری تصادفی در خیابان بوعلی با محمود سمواتیان، دوست و همکار دیر و دورم. سال ۱۳۳۵ خورشیدی با محمود در [...]
بایگانیِ دستهٔ ‘یادمانده های دوران تحصیل’
هوشنگ صفائی
ارسالشده در مشکلات مهاجرت, یادمانده های دوران تحصیل در 2012/05/02 | بیان دیدگاه »
رفتارهای نامردمی
ارسالشده در یادمانده های دوران تحصیل در 2012/04/16 | بیان دیدگاه »
سلانه سلانه با محمود، راهی خانه بودیم. بگمانم کلاس دوم یا سوم را میخواندیم چرا که با هم رقابتی در زودتر خواندن نام تابلوی مغازههای توی خیابان عباساباد (داریوش) را داشتیم. بهار بود و بسیاری از دکانداران، باغچهی کوچک جلوی دکان خود را کاشته بودند، گر چه هنوز هوا آنقدر گرم نشدهبود تا گلها خودنمائی [...]
رضا سینمائی
ارسالشده در یادمانده های دوران تحصیل در 2012/02/05 | بیان دیدگاه »
آنروزها، اسم هنرپیشه، کارگردان، سناریونویس و … برای ما معنا و مفهومی نداشت. آرتیسه بود و رئیسدُززا و دختری که در میانهی آن دو درمانده بود تا کدامیک تصاحباش بکند. تنهای سینمای شهر ما الوند نام داشت و در کنارهی ضلع جنوبی میدان بزرگ شهر که با عوض شدن قدرتمندان مانند پاندول ساعتهای دیوار که [...]
معلم خط ما، بخش آخر
ارسالشده در یادمانده های دوران تحصیل, روزی بود، روزگاری بود در 2011/10/24 | ۱ دیدگاه »
بخش چهارم من بیاد ندارم معلم خط ما برعکس آقای حجازی که اتوریتهاش به شلاق ماریاش بود؛ شخصن کسی را تنبیه کند یا به فردی اهانت نماید. در مدت شش سالی که او معلم خط ما بود، به همان شیوهی روز اول، سر مشقی روی تخته سیاه نوشت و هر سه ماه یکبار، مشقهای ما [...]


